کوپن بر تن میوهها؛ چالشهای جدید بر سر سفره ایرانیان چیست؟
به نظر میرسد در آستانه بهار، میوه که زمانی نماد میزبانی ایرانی بود، اکنون به پوششی از «کوپن» تبدیل شده است. با نگاهی به وضعیت فعلی بازار، میتوان پی برد که این تغییر چه تأثیری بر سفرههای ایرانیان گذاشته است.
به گزارش روزنامه سازندگی، زمستان امسال برای سفره ایرانیان سردتر از هر سال گذشته بود. به نیمه اسفندماه نزدیک میشویم و در این میان، احمد میدری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، خبری را اعلام کرد که پرده از واقعیتی برداشت که مدتها زیر لایههای «تورم اخلاقی» پنهان شده بود. وی گفت: «سیبزمینی، پیاز، پرتقال و خرما هم کالابرگی شد». این جمله در ابتدا ممکن است نشانهای از «حمایت معیشتی» به نظر برسد، اما برای طبقه متوسط که روز به روز لاغرتر میشود و دهکهایی که مدتهاست میوه را فقط از دور تماشا کردهاند، معنای دیگری دارد: سقوط آزاد قدرت خرید تا مرز «حیاتیترین» صیفیجات. اکنون، میوه به جای نماد میزبانی، به نمادی از رکود اقتصادی تبدیل شده است.
رگولاتوری اخلاقی در برابر واقعیت خشن بازار
داستان از جایی آغاز میشود که وزارت جهاد کشاورزی، مدیریت بازار را بهجای نظارت از طریق ساختارهای مشخص، به «وجدان فروشندگان» سپرد. اما ثابت شد که در اقتصاد، «اخلاق» بدون «انضباط» به نتیجهای نمیرسد. زمانی که قیمت انار دماوند 80 درصد افزایش مییابد و موز از مرز 180 هزار تومان میگذرد، هیچکس نمیتواند ادعا کند که بازار تحت کنترل است. این شرایط نشان میدهد که نبض بازار نه در دستان وزیر و نه در وجدان حجرهداران، بلکه در اختیار دلالان و انباردارانی است که زمستان را به فصل «احتکار قانونی» تبدیل کردهاند. ایران یکی از قطبهای تولید میوه در منطقه است، اما پارادوکس اینجاست که شهروند ایرانی باید میوه تولید داخل را به قیمتهایی معادل یا حتی بیشتر از بازارهای جهانی خریداری کند. اینجا نه مشکل از نظر ارز و نه تحریم است، بلکه موضوع اصلی «مدیریت رها شده» است. گزارشهای کمیسیون کشاورزی مجلس تأیید میکند که قیمت کالاها از باغ تا مغازه ممکن است تا 5 برابر افزایش یابد. این اختلاف قیمت، بهطور مستقیم به جیب دلالان میرود و حالا دولت تلاش دارد با «کالابرگی کردن» برخی اقلام، روی این حفره عمیق مدیریتی سرپوش بگذارد.
پازل غیرممکن؛ یک میلیون تومان برای همه چیز؟
اما چالش اصلی نه در کالابرگی شدن، بلکه در «عدد» نهفته است. اعتبار یک میلیون تومانی کالابرگ برای هر نفر در نگاه اول رقم قابل توجهی به نظر میآید، اما با توجه به وضع بازار در اوایل اسفند 1404، این مبلغ بیشتر شبیه به یک «پازل غیرممکن» است. دولت 11 قلم کالا شامل شیر، ماست، پنیر، گوشت قرمز، مرغ، تخممرغ، روغن، برنج، ماکارونی و قند و شکر را در سبد کالایی قرار داده و حالا میوه و ترهبار هم به آن اضافه شده است.
پرسش اصلی از وزیر رفاه این است: چگونه میتوان با یک میلیون تومان، هم گوشت قرمز (که قیمت آن فراتر از تصور است) خرید، هم برنج و روغن را تأمین کرد و حالا سیبزمینی، پیاز، پرتقال و خرما را هم گنجاند؟ اگر یک سرپرست خانوار بخواهد حداقلهای پروتئینی را رعایت کند، اعتبار کالابرگ در همان قفسه اول فروشگاه به پایان میرسد. اضافه کردن میوه به این سبد بدون افزایش اعتبار یا کاهش واقعی قیمتها، تنها به معنای «تنوع کاغذی» است. در واقع، دولت به جای حل مسئله تورم، در حال شلوغ کردن سبدی است که کف آن سوراخ است. مردم اکنون با انتخابی دردناک مواجه هستند: «گوشت بخریم یا پرتقال؟ روغن برداریم یا خرما؟»
زمستان؛ بهشت دلالان و جهنم مصرفکنندگان
در پشت پرده این گرانیها، شبکهای از انبارداران قرار دارند که از سرمای هوا به عنوان ابزاری برای فشار استفاده میکنند. در زمستان، هزینه نگهداری میوه در سولهها پایین است و دلالان با حبس محصول، عرضه را قطرهچکانی میکنند تا قیمتها را بالا نگه دارند. وزارت جهاد کشاورزی که ادعا داشت هزاران تن میوه ذخیرهسازی کرده، در برابر این شبکه عملاً خلع سلاح شده است. حالا که با گرم شدن نسبی هوا، دپوکنندگان به دلایل فساد محصول، بخشی از ذخایر را وارد بازار کردهاند و قیمتها اندکی کاهش یافته، دولت از این فرصت استفاده کرده و «کالابرگ میوهای» را کلید زده است.
اما این تدابیر موقتی، درد مزمن ساختار توزیع را درمان نخواهد کرد. کالابرگی شدن سیبزمینی و پیاز، اعتراف صریح دولت به شکست در کنترل قیمت پایه محصولات کشاورزی است. وقتی پیاز که روزگاری نماد ارزانی بود، به لیست کالاهای حمایتی اضافه میشود، یعنی امنیت غذایی کشور با چالش جدی مواجه است.
وعده 15 اسفند؛ تکیه بر تعاونیهای روستایی
احمد میدری از تفاهم با 9000 تعاونی روستایی و عرضهکنندگان محلی خبر میدهد تا محصولات کشاورزی از 15 اسفند در دسترس مردم قرار گیرد. این حرکت اگرچه میتواند در تئوری واسطهها را حذف کند، اما در عمل با چند ابهام جدی مواجه است. ابتدا، آیا زیرساختهای لازم برای توزیع مویرگی محصولات فصلی و آسیبپذیر (مانند میوه) در این حجم وجود دارد؟ دوم، آیا قیمتگذاری در این تعاونیها به قدری پایین خواهد بود که اعتبار یک میلیون تومانی کالابرگ به سرعت بلعیده نشود؟
تجربه نشان داده که طرحهای توزیع دولتی در آستانه عید معمولاً با صفهای طولانی و کیفیت پایین همراه است. تبدیل کردن خرید میوه به یک فرآیند کوپنی، شأن مصرفکننده را به سطح دریافتکننده اعانه تقلیل میدهد، در حالی که ریشه مشکل یعنی «دلالی نظاممند» در میدانهای میوه و ترهبار همچنان دستنخورده باقی مانده است.
بهطور کلی، یک میلیون تومان اعتبار کالابرگ در تلاطم بازار اسفندماه مانند قایق کوچکی است که باری به اندازه یک کشتی را بر دوش خود حمل میکند. نتیجه، غرق شدن هر چه بیشتر معیشت مردم خواهد بود که اکنون باید برای خرید «پرتقال شب عید» نیز چشم به پیامک شارژ اعتبار بدوزند.