بنزین ۳۰ ریالی در دوران جنگ: از دلار ۱۱۰ تومانی به قیمتهای کنونی رسیدیم؟
تورم مزمن و فشار معیشتی ناشی از سیاستهای نادرست قیمتی بهویژه در حوزه انرژی، چالشهای جدی اقتصاد ایران به شمار میرود. محمود زرینماه، کارشناس اقتصادی، میگوید که قیمتهای شبهرایگان سوخت، اقتصاد کشور را به ناترازی و کسری بودجه کشانده است.
ریشههای تاریخی تورم
یکی از سوالات اساسی این است که چرا اقتصاد ایران در دهههای اخیر بهطور مداوم با فشار تورمی مواجه بوده است؟ تورم در ایران سابقهای طولانی دارد و محدود به دوران پس از انقلاب نیست. آمارهای پیش از سال ۱۳۵۷ نشان میدهد که تورمهای بالایی وجود داشته است. برای مثال، در بخش مسکن و زمین، طی سالهای ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۶ شاهد رشد قیمتها به میزان حدود ۶۰۰ درصد بودهایم. بنابراین، تورم پدیدهای نیست که صرفاً بعد از انقلاب شکل گرفته باشد، اما پس از انقلاب هم ادامه یافته است.
جنگ در سال ۱۳۵۹ آغاز شد و پیش از آن نیز بحرانهایی مانند ماجرای لانه جاسوسی وجود داشت. دولت شهید رجایی در مواجهه با کسری بودجه، قیمت بنزین را از ۱۰ ریال به ۳۰ ریال افزایش داد و او اعلام کرد که اگر این کار انجام نشود، اداره کشور ممکن نخواهد بود. این رویکرد پس از شهادت رجایی و باهنر ادامه نیافت و قیمت بنزین تا سال ۱۳۶۷ همان ۳۰ ریال باقی ماند. به عقیده من، داستان ناترازی و کسری بودجه و تورم از دهم آبان ۱۳۶۰ آغاز شده است.
در دوران جنگ نیز با همین مشکلات مواجه بودیم. سردار رضایی اعلام کردهاند که طی هشت سال دفاع مقدس، کل ارزی که وارد کشور شد، ۲۲ میلیارد دلار بود، اما دولت وقت حدود ۵۵ میلیارد دلار ارز ۷۰ ریالی (هفتتومانی) به مراکز تهیه و توزیع اختصاص داد. انتقادهایی وجود داشت که این ارز به دست مصرفکننده نهایی نمیرسد.
در روز پذیرش قطعنامه ۵۹۸، قیمت دلار در حدود ۱۱۰ تومان بود، اما ارز دولتی همچنان ۷۰ ریال باقی مانده بود. این سیاست سرکوب نرخ ارز ادامه یافت و در دوران ریاستجمهوری آقای خاتمی، قیمت دلار تنها حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد افزایش یافت. این وضعیت تا دولت نهم و دهم ادامه داشت، که در آن دوره، نرخ ارز از حدود هزار تومان به ۳۵۰۰ و سپس ۴۰۰۰ تومان رسید. ریشه کسری بودجه مزمن امروز در حلنشده همین مسائل اساسی نهفته است.
چالشهای کلیدی در اقتصاد کلان
زرینماه در ادامه به نکات اساسی اشاره کرد:
- انرژی، پاشنه آشیل اقتصاد ایران است. کسری بودجه حدود ۷ میلیارد دلار برآورد میشود، در حالی که ایران سالانه حدود ۱۲۰ میلیارد دلار انرژی مصرف میکند. مصرف انرژی با نرخ شبهرایگان برای هیچ اقتصادی قابل تحمل نیست. رهبر انقلاب نیز بر غیرمنطقی بودن این میزان تورم تأکید کردهاند.
- ایران پایینترین سن بازنشستگی در جهان را دارد.
- سیاست خودرویی کشور به معضلی جدی تبدیل شده که موجب بحران در صنعت خودرو شده است.
بنزین و سیاستهای قیمتی
در مورد سیاست دولت چهاردهم در حوزه قیمت بنزین، زرینماه میگوید که در دولت آقای احمدینژاد، در آذر ۱۳۸۹، بنزین آزاد ۷۰۰ تومان و سهمیهای ۴۰۰ تومان تعیین شد. از آن زمان، بیش از ۲۲۰ میلیارد دلار به اقتصاد کشور آسیب وارد شده و مصرف بنزین به شدت افزایش یافته است. مصرفی که باید حدود ۱۳ تا ۱۵ میلیارد لیتر در سال میبود، اکنون به ۳۴ میلیارد لیتر رسیده است.
تثبیت قیمت بنزین و پیامدهای آن
زرینماه در مورد تثبیت قیمت بنزین از سال ۱۳۹۸ میگوید که ترس تصمیمگیران باعث شد قیمت بنزین به مدت شش سال بدون تغییر باقی بماند، در حالی که دلار از ۱۲،۱۰۰ تومان به بیش از ۱۶۰ هزار تومان رسید. نتیجه این سیاست، کسری بودجه و تورم شدید بود. او تأکید میکند که اگر قیمت بنزین منطقی میشد، کسری بودجه ایجاد نمیشد و تورم کنونی شکل نمیگرفت.
به مصرف گاز نیز اشاره کرد و گفت که مصرف گاز خانگی در ایران حدود ۵۰ برابر استاندارد منطقه است. او میگوید که وقتی قیمت انرژی تقریباً رایگان است، توصیه به صرفهجویی بیاثر خواهد بود.
مقایسه منطقهای و راهکار پیشنهادی
زرینماه قیمت بنزین در ایران را با کشورهای همسایه مقایسه کرده و میگوید که ترکیه با جمعیتی مشابه ایران، تنها حدود ۸ درصد مصرف بنزین ایران را دارد. قیمت بنزین در ترکیه حدود ۱۴۵ هزار تومان و در روسیه حدود ۱۳۰ هزار تومان است. قیمت بسیار پایین بنزین در ایران باعث مصرف غیرمنطقی و استفاده گسترده از خودروهای تکسرنشین شده است. او بر این باور است که دشمنان ایران تمایل دارند کشور در تله بنزین ارزان باقی بماند.
در پیشنهاد اصلاحی، زرینماه میگوید که سهمیهها حفظ شود، اما قیمت بنزین بهصورت پلکانی افزایش یابد؛ برای مثال به ۵۰۰۰، ۱۰۰۰۰ و ۱۵۰۰۰ تومان. به عقیده او، قیمت ۱۵۰۰ تومان مضحک است و این الگو مشابه سیاست دولت نهم است که برای نخستینبار طی دههها، منجر به کاهش مصرف بنزین شد.