آمریکا، جایگزین ایران در بازار جهانی پسته شد
در سالهای اخیر، پسته به عنوان یکی از سه کالای اصلی صادرات غیرنفتی ایران، با چالشهای قابل توجهی مواجه شده است. در حالی که ایران تا سال ۲۰۱۰ حدود نیمی از بازار جهانی پسته را در اختیار داشت، اکنون این سهم به کمتر از ۳۰ درصد کاهش یافته و آمریکا به عنوان بزرگترین تولیدکننده این محصول مطرح شده است.
پسته در طی دهههای اخیر همواره در زمره سه کالای عمده صادراتی کشور بوده است. سطح زیرکشت پسته در ایران بین ۲۵۰ تا ۵۰۰ هزار هکتار متغیر است و تولید سالانه آن در بهترین سالها به بیش از ۶۴۸ هزار تن در سال ۱۳۹۶ رسیده است. این نوسانات تولید عمدتاً تحت تأثیر عوامل اقلیمی، محدودیت منابع آب و شرایط بازارهای بینالمللی قرار دارد.
شرایط اقلیمی خشک و نیمهخشک مناطق کشت پسته، به همراه زیرساختهای تاریخی باغداری و مهارت نسلهای متعددی از کشاورزان، مزیت تولیدی ایران را تقویت کرده است. پسته ایران به دلیل درصد بالای خندان بودن و طعم و عطری که ناشی از خاک و آب شور کویری است، در بازارهای جهانی جایگاهی ویژه دارد.
وضعیت موجود
با این حال، تحولات بازار جهانی، ورود رقبا و تغییر الگوهای مصرف، این مزیتها را با چالش مواجه کرده است. ایالات متحده آمریکا از اوایل دهه ۱۳۷۰ شمسی با سرمایهگذاری در کشت مکانیزه و توسعه ارقام اصلاحشده، توانسته سهم قابل توجهی از بازار ایران را به خود اختصاص دهد. بر اساس دادههای بینالمللی، سهم ایران از بازار جهانی پسته از حدود ۵۰ درصد در سال ۲۰۱۰ به کمتر از ۳۰ درصد در سال ۲۰۲۰ کاهش یافته است، در حالی که سهم آمریکا از حدود ۳۰ درصد به بیش از ۴۵ درصد در سال ۲۰۲۲ افزایش یافته است.
نوسانات صادرات
تحلیل روند صادرات پسته در مقایسه با کل صادرات غیرنفتی کشور، تصویر دقیقی از چالشهای این محصول راهبردی ارائه میدهد. علیرغم افزایش کل صادرات ایران از حدود ۱۵ میلیارد دلار به بیش از ۵۴ میلیارد دلار در سالهای اخیر، صادرات پسته اعدادی کمتر از یک میلیارد دلار را به ثبت رسانده است. این نوسانات نشاندهندهٔ عدم ثبات پسته، علیرغم جایگاه تاریخیاش، بوده و به بحران بهرهوری و ضعف در سازگاری با تحولات بازار جهانی بازمیگردد.
کاهش عملکرد، سالهای کمبار و پدیدههای اقلیمی نظیر خشکسالیهای متوالی، موجب افتهای دورهای در تولید شده است. در مقابل، رقبای اصلی به ویژه ایالات متحده با اتکا به الگوی کشت صنعتی و فناوریهای نوین، توانستهاند تولید پایدار و قابل پیشبینیتری را به بازار عرضه کنند.
چالشهای برندینگ و صادرات
حتی با استفاده از تکنولوژیهای مدرن، احتمال بازپسگیری بازار جهانی برای ایران کم است. بازار جهانی به سمت محصولات فرآوریشده و استانداردهای بهداشتی سختگیرانه حرکت کرده است، در حالی که بخش عمدهای از صادرات ایران به الگوهای سنتی وابسته مانده است. نبود یک «برند ملی» قدرتمند برای پسته ایران موجب شده بخش بزرگی از این محصول پس از صادرات با نام و نشان کشورهای دیگر در بازارهای جهانی عرضه شود، که این مسئله ارزش افزوده نهایی را کاهش میدهد.
بخشی از پسته صادراتی ایران به کشورهای چین و هند میرود. هند که پس از تحریمها به متحد آمریکا پیوسته، ممکن است بر فروش پسته ایران تأثیر منفی بگذارد. همچنین، وضع تعرفههای سنگین از سوی آمریکا برای کشورهایی که با ایران تجارت میکنند، میتواند معاملات چین با ایران را تحت تأثیر قرار دهد و به این ترتیب ۳۳ درصد دیگر از بازار صادراتی پسته ایران هم تحتالشعاع قرار خواهد گرفت.
تاریخ نشان داده که ایران توانایی تأمین ۵۰ درصد از پستهٔ دنیا را دارد. بنابراین، تغییر در نحوهٔ کشت و برداشت و ایجاد بازارهای جدید برای صادرات میتواند درآمدزایی از این محل را تقویت کند. این مهم در شرایط کنونی که ارزش پول ملی به شدت کاهش یافته، ضرورت بیشتری پیدا کرده است.